close
close
صفحه اصلی / اصلی / روان / توضیح مرگ به کودک | چگونه مرگ عزیزان را به کودکان توضیح دهیم؟

توضیح مرگ به کودک | چگونه مرگ عزیزان را به کودکان توضیح دهیم؟

توضیح مرگ به کودک : چگونه مرگ به کودکان را توضیح دهیم ؟ در اینجا با مقاله ای درباره سلامت روان ، چگونگی توضیح مرگ عزیزان به کودکان در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید.

 

 

توضیح مرگ برای کودکان

تاثیر مرگ مادر بر کودک ، توضیح مرگ به کودک

 

 

چگونه مرگ عزیزان را به کودکان توضیح دهیم؟

توضیح مرگ یکی از سخت‌ترین کار‌ها برای والدین و اطرافیان به کودکان است. به خصوص زمانی که بخواهیم مرگ عزیزی را که به کودک نزدیک بوده برای او توضیح دهیم. باید توجه داشت که فشار ناشی از مرگ نزدیکان از دشوارترین مسائلی است که ممکن است آدمی با آن روبه رو شود و این در کودکان بسیار بیشتر خواهد بود.

 

آنچه باید در آن دقت کرد کرد این است که نباید کودک را گمراه کرد، چون این باعث می‌شود او دیگر به اطرافیانش اعتماد نکند و آن‌ها را دروغگو بداند؛ بنابراین بهتر است مرگ کسی را از او پنهان نکنید و با توجه به سن و سال و میزان درک و فهم او این مسئله را برای او توضیح دهید.

 

سن کودک و برداشت او از مفهوم مرگ

شاید تعجب کنید اگر بدانید که کودکان در نوزادی هم از مرگ آگاه می‌شوند. البته هیچ کدام از آن‌ها مفهوم مرگ را نمی‌فهمند و آن را به عنوان یک اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می‌گیرند

 

۰-۲ سالگی

نوزادان و کودکان نوپا مرگ را درک نمی‌کنند، اما متوجه می‌شوند که چه کسی مراقب آن هاست.

با توجه به نظریه جان بالبی” John Bowlby” کودکان در این سن نسبت به مرگ و نبود والدین ۳ واکنش نشان می‌دهند:

 

اعتراض: مرحله‌ای که با اضطراب جدایی از مادر همراه است. اگر کودک مادر خود را از دست بدهد معترض می‌شود، گریه می‌کند و می‌خواهد که مادرش بازگردد و به هر وسیله‌ای که شده دوست دارد به مادرش ملحق شود.
ناامیدی: این مرحله را مرحله سوگ یا داغ دیدگی هم می‌گویند، کودک مدام در فکر بازگشت مادر است و روز به روز ازآمدن دوباره او ناامید می‌شود و دائما در حال گریه است.
انزوا: کودکی که از مادر یکباره جدا می‌شود گوشه گیر می‌شود. گرچه او توانایی بیان کردن احساساتش را ندارد و لی نبود مادر را متوجه می‌شود و از بابت آن بسیار ناراحت و مضطرب است.

 

۳-۶ سالگی

کودکان در این سن تصور می‌کنند که مرگ واقعه‌ای است موقتی و گذرا و انتظار دارند فردی که مرده پس از مدتی دوباره زنده شود. واین به دلیل القای این مفهوم در کارتون‌هایی است که می‌بینند. قهرمان داستان می‌میرد، اما لحظاتی بعد دوباره زنده می‌شود. سعی کنید در این سن از تعاریف فانتزی مثل “او به خواب رفته است” استفاده نکنید؛ و یا اینکه “فلانی به سفر رفته است”. همین توضیحات باعث می‌شود او حتی از خوابیدن و سفر بترسد.

 

۶-۹ سالگی

در این سن آن‌ها می‌دانند که هر موجود زنده‌ای بالاخره می‌میرد، ولی تمایل دارند که این مرگ برای خودشان و اطرافیانشان نباشد. احساسات دیگران را در این زمینه درک می‌کنند و می‌توانند حس همدردی و همدلی بیشتری در دلداری دادن بازماندگان داشته باشند.

 

در این سن آن‌ها اگر کسی را از دست بدهند همیشه نگران خواهند بود که مبادا پدر و مادرشان را از دست بدهند. اگر عمه کودکی فوت کند تعجب نکنید که او از مادر خود خواهد پرسید:تو کی می‌میری؟ در اینجا باید نکات زیر را به او یادآور شوید:

 

هرکس که مریض می‌شود لزوما نمی‌میرد.
از سلامتی خود او را آگاه و مطمئن کنید.

 

به او نشان دهید که در زندگی چگونه دیگران مراقب او هستند.

آن‌ها را حمایت و اضطرابشان را کم کنید تا راجع به شخصی که فوت شده کمتر فکر کنند.

مراقب خودتان باشید و به او اطمینان دهید که پشتیبان و محافظ او هستید.

در این حالت کودک به شما نزدیک می‌شود و وقتی می‌بیند که شما خوب هستید خیال راحتی پیدا می‌کند و استرسش کاهش می‌یابد.

 

۹ سال به بالا

مفهوم مرگ را به خوبی مانند بزرگسالان درک می‌کنند. در این سن، چون کودکان تفکر انتزاعی دارند تلاش می‌کنند تا معانی دیگری برای مرگ پیدا کنند و ممکن است راجع به سؤالات بزرگتی درباره هدف زندگی فکر کنند.

 

زمانی که او با مرگ یکی از نزدیکانش مواجه شد با رعایت موارد زیر به او فرصت دهید تا احساسات خودش را بیان کند و درنتیجه تنش در او کم شود:

او را با ورزش سرگرم کنید.
گوش دادن موسیقی آرام باعث آرامش می‌شود.

به او بگویید بنویسد و یا نقاشی کند و یا هر کار خلاقانه دیگری که دوست دارد انجام دهد، زیرا طی انجام این کار‌ها به راحتی احساساتش را بیان می‌کند.
محیطی را فراهم کنید تا بتواند به راحتی با دوستان و یا خانواده صحبت کند.

 

درواقع باید متوجه باشیم که کودکان در هریک از این سنین ممکن است مرگ را اینگونه متوجه بشوند که برگشت پذیر است، پایان همه چیز است، اجتناب ناپذیر ودارای یک رابطه علت و معلولی است.

 

چگونه مرگ اطرافیان را به کودکان توضیح دهیم؟

از دست دادن افرادی که برای کودک از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند، تجربه سختی در زندگی او محسوب می شود. به طور کلی فشار ناشی از مرگ عزیزان در زمره دشوارترین و استرس زا ترین مسائلی است که یک انسان با آن مواجه می شود. اما زمانی که یک کودک، فقدان عزیزی را تجربه می کند این موقعیت چالش های بیشتری را ایجاد می کند زیرا کودک با محدودیت های شناختی فراوانی روبه رو است که درک موضوع مرگ را برای او دشوارتر و پیچیده تر می سازد. در ادامه ضمن ارائه پاسخ به سوال شما مخاطب گرامی، به سوالات متداول دیگر در این باره نیز پاسخ می دهیم:

 

 

 ترس از مرگ در کودکان

توضیح مفهوم مرگ برای کودک سه ساله

 

 

آیا باید کودک را مطلع کرد؟

در پاسخ به این سوال که آیا کودک را در جریان مرگ عزیزانش قرار دهیم باید گفت: کودک در نهایت باید بداند که فردی را از دست داده است و آن شخص دیگر پیش او باز نخواهد گشت. بنابراین باید موضوع فوت شخص را به اطلاع او رساند؛ اما نحوه گفتن این واقعه اهمیت بسزایی دارد. بنابراین برای توضیح فوت یک فرد به او اطلاعات دقیق و درستی ارائه دهید اما در نظر داشته باشید که این اطلاعات باید در سطح درک او از واقعه باشد.

 

مثلاً بیان این که مرگ از نظر پزشکی چگونه روی می دهد یا بر مبنای اعتقادات ارزشی ما مسلمانان، سرانجام فردی که فوت می کند چیست، می تواند در ایجاد درک صحیح این موضوع بسیار کمک کننده باشد. همچنین اهمیت بسزایی دارد که از گفتن دروغ و داستان های غیر واقعی در توضیح این موضوع پرهیز شود. از دادن وعده هایی مبنی بر بازگشت فرد، نیز حتماً اجتناب کنید. به عنوان مثال نباید گفت مادربزرگت به مسافرت رفته است، زیرا در چنین شرایطی کودک همواره به امید بازگشتن او از سفر خواهد بود.

 

چه کسی این واقعه را به کودک بگوید؟

برای گفتن ماجرا به کودک مهم است که شخصی مورد اعتماد و دوست داشتنی از نظر کودک که با او احساس راحتی دارد و در عین حال به او اطمینان دارد این خبر را به کودک بدهد. در خصوص زمان هایی که خود کودک نیز در فرآیند فوت شخص حضور داشته است مثلاً در موقعیت تصادف حتی می توان از کادر پزشکی برای توضیح موضوع به کودک کمک گرفت.

 

آیا بردن کودک به مزار متوفی کار صحیحی است؟

مسئله و موضوع چالش برانگیز دیگری که در این باره مطرح است، بردن کودک به مزار فرد متوفی است، این موضوع به سن کودک و نسبت او با فرد فوت شده بستگی دارد. با این حال بعد از ۹ سالگی زمان مناسب تری است که کودک بر مزار فرد فوت شده حاضر شود. اما با مراعات حال کودک، ایجاد جو حمایتی و آمادگی ارائه پاسخ های حقیقی و علمی به پرسش های کودک.

 

آیا طبیعی است اگر کودک غمگین باشد گریه کند و یا به متوفی فکر کند؟

کودکان نیز مانند بزرگسالان در مواجهه با فقدان عزیزان خود غمگین می شوند و برای سازگاری با این موقعیت جدید نیازمند درک و پذیرش فقدان هستند بنابراین آن ها به گذشت زمان احتیاج دارند. با این حال واکنش های کودکان با بزرگسالان اندکی متفاوت است. ممکن است آن ها در مواجهه با فقدان بلافاصله واکنشی بروز ندهند و عزاداری یا غمگینی آشکاری نداشته باشند. از این رو، نباید تصور شود که کودک غمگین نیست یا متوجه از دست دادن آن شخص نیست.

 

همچنین کودک نیز می تواند مانند بزرگسالان در مراسم ترحیم شرکت کند، در کنار دیگران آیین های سوگواری را تجربه کند تا او نیز از این شیوه های تخلیه هیجانی بهره مند شود. خصوصاً اینکه کودک با مشاهده سوگواری و اشک ریختن دیگران می تواند درک کند که دیگران نیز برای آن فرد ارزش قائل هستند و برای او دلتنگ هستند هرچند که اگر این مراسم در کنار ارائه توضیحاتی به کودک باشد مناسب تر است تا بهتر درک کند که فرد را دوست داشتیم و داریم اما دیگر نمی توان او را دید و از این بابت غمگین هستیم. به علاوه اگر کودک خواست گریه کند نباید مانعش شویم بلکه بهتر است محیط امن و حمایت گرانه را برایش ایجاد کنیم تا از این لحاظ در آرامش باشد.

 

با این حال شرکت در مراسمی که برخی افراد برای نشان دادن احساسات خود از رفتارهایی مانند شیون یا آسیب زدن به خود استفاده می کنند که موجب وحشت کودک می شود اصلاً توصیه نمی شود. همچنین طبیعی است که کودک بارها سوال هایی در این زمینه بپرسد و یا سوگواری خود را با تحریک پذیری یا گوشه گیری نشان دهد. به طور کلی در مواجهه با فقدان یک شخص، اغلب، مراحلی که برای همه عمومیت دارد طی می شود که شامل شوک، ناباوری، خشم، غمگینی و در نهایت سازگاری با واقعه است. این فرآیند احتمال دارد که بین ۶ماه تا ۲ سال به طول انجامد با این حال رفتارهای افراطی که کارکرد روزمره فرد را به شدت مختل سازد طبیعی نیست و باید برای ممانعت از آسیب های احتمالی در چنین شرایطی از راهنمایی یک روان شناس کمک گرفته شود.

 

بایدها و نبایدهای رفتار با کودکان داغدار

او را در فرصت های مناسب همراه با سکوت در آغوش بگیرید: این کار برای تقویت حس همدردی و همدلی موثر است. همراه با کودک نقاشی کنید: این که شما همراه با کودک داغدار مشغول نقاشی کردن شوید به دلیل بیان احساساتش درباره افرادی که تصویرشان را نقاشی می کند می تواند موثر باشد.

 

همراه با او آلبوم عکس های خانوادگی و آلبوم خودش را مرور کنید: این کار باعث می شود خاطرات مربوط به فرد فوت شده را با هم مرور کنید. هرگز از او نخواهید که عزیز از دست رفته اش را فراموش کند: این کار ممکن است در او احساس گناه ایجاد کند.

 

همدردی را به کودک بیاموزید: کودک باید بفهمد که او تنها کسی نیست که عزیزی را از دست داده است و افراد دیگری هم سوگوارند و او می تواند برای آن ها نقش حمایتی ایفا کند. به سوالات او پاسخ دهید: کودک درباره فرد از دست رفته سوال خواهد کرد. بهتر است به سوال هایش پاسخ داده شود. کودک می خواهد بداند چه اتفاقی افتاده است. از دادن جواب هایی با جمله های کوتاه بپرهیزید.

 

نگویید: «مادربزرگت مرده و دیگه نیست.» فکر نکنید چون کودک است نمی فهمد. موقعیتی را برای صحبت با او فراهم کنید. برایش توضیح دهید فردی که فوت کرده، دیگر در کنار او نیست و نمی تواند برگردد و کسی هم نمی تواند در این باره کاری انجام بدهد.

 

از جملات کلیشه ای استفاده نکنید: برخی با جمله های کلیشه ای سعی می کنند کودک را آرام کنند. مثلا می گویند «همیشه خدا اونایی که خیلی خوب هستند رو پیش خودش می بره.» گفتن چنین جمله ای، دنیایی از اضطراب را برای کودک به همراه خواهد داشت یعنی کسانی که الان هستند و نمرده اند خوب نیستند؟ یا افراد خوبی که هستند و او خیلی دوستشان دارد هم به زودی خواهند مرد؟ همچنین اگر کودک سن بسیار کمی دارد به او نگویید که مثلا: «خدا مادربزرگت را پیش خودش برده» چرا که ممکن است با این جمله این تصور اشتباه در کودک به وجود بیاید که خدا عزیزانش را به ناحق از او گرفته است.

 

 

مرگ پدر را چگونه به کودکان چهار ساله باید گفت

توضیح مرگ به بچه ها

 

توضیح مرگ به کودک | چگونه مرگ عزیزان را به کودکان توضیح دهیم؟

 

منبع: میگنا / عصرایران / برترین ها / فرادید

پاسخی بگذارید